میخوام بمیرم...

 

کاش امشب برای من صبح نشه

 

کاش امشب آخرین نفسهای زندگیم باشد

 

دیگه هیچ آرزویی ندارم... هیچ آرزویی.

 

دوست داشتن رو با تمام عظمتش با تمام زیباییش درک کردم

 

زندگی رو با تمام نامردیش دیدم

 

بیشتر از اینجا بودن فقط و فقط روح منو داره خراب و خرابتر و آزرده تر میکنه

 

من...بنده نازک دل توام که به این روز افتادم از ضمختی های روزگار

 

یعنی میشه امشب آخرین باری باشه اشکام اجازه نمیدن نوشته هامو بخونم و فردا...اولین باری که بر سر مزار آرزوهام اشک نفرت بریزم؟

 

کاش... کاش... کاش...

 

تنهایم...تنهایم...تنها...یک تنهایی مطلق که من دریک طرف ایستاده ام و خدا در طرف دیگر و بقیه اش مرگ همه اش سکوت همه اش نیستی...

 

بیزارم از این زندگی... بیزار.

 

خسته ام ...خسته ام... خسته...

 

میخواهم در آغوش سرد مرگ آرام بگیرم...   

 

              

در این دنیا چه تنهایم...

 

 

در این دنیا چه تنهایم چه تنها خسته از دنیا با غم هایم با غم ها
نخواهم ماند در این ظلمت چه باید کرد در این غربت
کس ندارم از این دنیا چه تنهایم چه تنها
دل من خسته از فردا دلم رفته از این دنیا
ای غم دنیا؛ غم دنیا
از من و از دل چه خواهی خواهی ز غمم سخن بگویم تا بدانی!؟
ز بال بی پرم چه گویم ز چشم پر ز اشکم به که گویم
در این دنیا گناهم عاشقی بود دلیل هم تنهایی هام فقط همین بود
تا تو رفتی دلم تنهاترین شد میان سیل غم همش اسیر شد
کاش بودی تا ببینی که تنها شده ام بی تو از دست تو شاعر شده ام
باز رفتی و من باز مهاجر شده ام باز رفتی و من باز مسافر شده ام
تا تو رفتی ز خود بیزار شدم از این دنیا به این زودی سیراب شدم
بی تو در دنیا به ناچار زنده هستم در این روزا به امید فردا نشستم
تا تو آیی و دریابی مرا نمیدانم شاید از دنیا رفته باشم
تمام شعرم سخن از درد و غم شد چرا سهم من از دنیا این هم رنج شد
هرکه شعرم را خواند چه قدر غمگین شد
من که تقصیری نداشتم سرنوشتم این شد...

 

غه ریبی...

پیشکه ش بو وه هه رچی کورده

                        

 

له به ر ده ردی غه ريبی و ژانی دووری

له دل دانيمه ساتی کيش سه بووری

 

په روشی چاره نوسی خه لکی کوردم

له حه سره ت حالی کورد داماو و وردم

 

ئه ره ئه ی دله خوشی نه بينی

که ساس و بی که س تالی ببينی

 

شه مال تو بی و کزه ی جه رگی هه ژاران

په يامی من به ره بو دوست و ياران

 

بلی خاکی غه ريبی بو به به شمان

ئه دی کوا ئه و بليسه ی ئاگری گه شمان